Menu
جزیره نشین   

*عکس از فرناز و شاهین ٬ جشن رودخونه و آغاز بهار و. تولد شیوا :)٬اون ور پل٬ بالکن دوستم اینا! ... من و همون دخترعمه روی تخت دختر عمه ولو می شدیم و ......

دلارام دلشدگان   

پنجره فولاد رضا دل منو جلا میده پنجره فولاد اقام برات کربلا میده ... عمه خانوم امام زمان(عج) تولدت مبارک باشه.... عاشقانه دوستت دارم. ... این شعر سروده استاد گل ادبیات آقای شاهین شاهین زاد است که من با اجازه خودم به رقیه خانوم تقدیم ......

سحرجون اسطوره ایران - بخون جیگر.حتما میرم بیمارستان وبمو تنها ...   

وبلاگه هخامنش شاهين جوووون · اخبار بريتنييي با شاهين جووون ... اوه اوه اين شوهر عمم به منو دختر عمم گفت خجالت نميکشيد شيطان پرستا اين اراجيفو گوش ... دهنت سرويس اين تيکه هارو خودم اضافه کردم پسر عمه هام ميرقصيدن ميخاستم بگم عمه جوووون ......

می میرم برات مننننننننن   

آخ می میرم برات منننننننن شاهین ... عزیزدلم خدا منو خیلی دوست داشت که 14 مرداد رو ..... و برادر و نوه عمه عموي مخترع ساعت و موسس بانک رو مي يارم جلوي چشمم. ......

فقط سکس - تابستان من و عمه شهین   

یهو ازم پرسید عمه جان امتحانا کنکورتون کی؟ منم یهو از جا پریدم و گفتم چی عمه ؟ عمه شهین گفت مثل اینکه حواست نیست عمه . گفتم کی کنکور داری؟ آه … ......

یه پسر دوس داشتنی   

ولی بدون شوخی به جان عمه جانم از بچگی دوس داشتم مدیر عامل ایران خودرو بشم ... بهش میگم میخوای بریم یه جایی که هیشکی نباشه هم دندونمو بشکونی هم منو بندازی تو گونی. ... میدونم شاهین ودوس دخترش و همچنین علیرضا و خانمش وبلاگمو میخوننا. ......

شاهدونه كوچولوي ما   

هشت تا 26 آبان از اون صبح طلایی پاییزی گذشت که درست راس ساعت 9 من و تو و ... اولی بابا شاهین ، دومی جان خاله ای ، سومی مامان شایلی و آخریشم وقتی که .... مامان بزرگها، بابابزرگها، خاله ها ، عمه ها... حتی اونهایی که شاینا تا حالا ندیده . ......

جستجو : داستان لز من و مامان site:takda.net   

تابستان من و عمه شهین , داستان هایی از جنس عشق و ... مامان یه جیغ کوچولو زد . بابا گفت جون جیغ بزن جنده من جیغ بزن میخوام وقتی میکنمت فقط جیغ . takda.net ......

رویای خیس یک مرد بارونی   

یه آسمون میدونه که موقع برگشت منه . بابا ببخش منو ببخش که ساده از تو می گزرم ... تنها بودیم و هستیم منو دلم چون عاقبتمان تنهاییه ......

حنانه و چراغ جادو   

القصهههههههههههههه چهارشنبه ای که مریم جون و وحید مهمونی داشتن من و عمه و رضوان رفتیم ... اولش گفته بود مسئول شاهین میخواد استعفا بده . گفتیم خو هیچ . ......

پسران پرسپولیس   

با پسر عمه محترم ( شاهین ) هم تیمی بودیم. و دو تا از همکلاس های دبیرستانیه اون موقه ... خلاصه توی این تعدیل بازیکن ها من و پسر عمه ی محترم رو انداختن بیرون ......

نهایت شب...نهایت تاریکی >> حافظ   

منم کلی سخنرانی کردم. آخه رسیده بودیم به بحث در مورد تربیت بچه ها که نوه ی عموم توپش خود تو سر آتوسا دختر عمه م. حسین احمق(پسر عمه شهین ) واسه مثلا جلب توجه ......

نظرات وبلاگ   

ضمنا وجود شخصیتی مانند عمه دیبا واقعا ضروری و هوشمندانه بود. .... نویسنده: شاهین . یکشنبه 14 آبان1385 ساعت: 16:16. خیلی با حالی محشل منم پلسپولیسیم آآآآآآآآ ......

دانلود کتاب Forums | Post 91019 | Re: رمان دوست دارم نگاهم کنی ...   

_همه رو خوب میشناسه،خصوصا دختر شاهین خان رو. _شبنم رو؟ ..... اونا رفتن و هومن حتی از من و عمه خداحافظی نکرد.شب،قبل از خواب عمه پرسید:یه چیزی بپرسم ناراحت ......

Come On ... Come All   

مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم .... خاله شهين و عمه مهين و زن دايي پري و زن عمو زري و اره و اوره و شمسي کوره ......

1   2   3   next   last