Menu
ترانه های کودکان - یک مامان جدید   

ترانه های کودکان - یک مامان جدید - شعر و سرود و داستان برای کودکان و نوجوانان. ... به مادربزرگ چسبید و دستهای او را گرفت و با بغض گفت:« مامان جون منو ببر توی ......

نورا كوچولو   

از زبان او به من و پدرش ، بابابزرگی و مامان بزرگی می گوید و خودش را هم مامان نورای نیوشا می شمرد و وای به حال مان .... من : نورا جونم ...مي دوني عشق مني ؟ مي دوني من فقط تو رو دارم ؟ .... دوباره و دوباره ...9 بار اين داستان تكرار شد . ......

آشیانه عشق من و آقای همسر   

بعدش هم پا شدیم رفتیم رستوران دانیال و یه ناهار توپ زدیم به رگ و جون گرفتیم .... مخصوصا اونایی که حالت خاطرات مانند داره و مثله داستان میمونه یا به قول همسری کتابهای .... مریم جون ( مامان نی نی آرین) · آرزو جون مامان وروجک · پرپری جون ......

شاهزاده ی من   

این عکس مربوط به ۱۹ دی ماه میشه که من از تو و مامانی خدافظی کردم و شما رو پیش مامان جون گذاشتم و رفتم سر کار... تازه حموم کرده بودی ......

مانا و مانیا (دخترای آسمون)   

مانا و مانیا (دخترای آسمون) - داستان زندگی. ... تازه این تکیه کلام رو وقتی مامانی و بابایی و ... هم بخوان منو اذیت کنن. به کار میبرم و کلی جواب داده. ......

دخترم شان آی   

هر وقت میره خونه ی مامان جونش( مامان ایمان) مدت زیادی میمونه بعد که منو میبینه شروع میکنه به تغلا و خنده های غر غر مانند که ... **روز مادر مبارک مامان جون ** ......

ღ.. یکی یدونه..ღ   

خوبید من هم خوبم. می خوام براتون یک داستان تعریف کنم ... ببخشید کامپیوتر مامان جونم خراب شده بود زهرا هم عکسی از من نداشت که آپ کنه تصاوير زيباسازی ، عكس ......

•**••*دفتر خاطرات الکترونیکی غزاله •**••   

يك خواهر8ساله دارم به اسم غزل كه شده بلاي جون و من و مامان و بابام! ... شده كه من يه خورده نازنازي بار بيام و يك باباي خيلي خوب كه من با نصيحت ها و داستان ......

زندگی در کنار تو زیباست   

هلیا جون من از سه ماهگیش یه مقداری خوابش کم شده و در طول روز کمتر میخوابه و گاهی ... هلیا در هفت روزگی خونه مامانم راستی پتوی زیرش پتوی بچگی های خودمه ... داستان زایمان من مفصله اما نمیتونم کامل اینجا توضیح بدم فقط بگم که ۲۲ فروردین که ......

جستجو : داستان من و مامان زن خاله.   

خاطرات درگوشی من . خاله جون آرش وروجک. خانم خونه. خلود جون و مامان رویا. خواهرانه . خودم و خودش ... داشتم براش با کامپیوتر نقاشی میکشیدم و داستان تولد. ......

همسترهای کوچولوی ما   

اول از همه اینکه دوست یاسی ۲ تا همسترش رو داده به ما و من موندم چکار کنم. .... الهه کوچولو و مامان (الهه جون ) · داستان دوستی من و تو · همستر های من (گلاره جون ......

دختری از ماه (نی نی سابق)   

امدني گفتم مامان جونم من شايد نتونم بيام عيد ديدني ها 2تا ازمون داريم فقط باید بدرسم( گوره بابای ..... (بقیه داستان تو ادامه مطلب اگه می خوای بخونی کلیک کن) ......

انتظار شیرین   

گفتم: مامان جون شير خرما زخم شده، چسب زدم تا خوب بشه. .... خلاصه اين داستان ادامه داره تا من از سر كار بيام و برم مغازه بابام و ايشون رو بردارم و ببرمش خونه ......

سامبولی   

مامان میترا و نی نی ناز (نیلوفر) ... دنیای من (کسرا جون ) · وروجک مامان = آرش ... داستانی از زنده یاد منوچهر احترامی. منوچهر احترامی ......

آلبوم خاطرات آریا پسر قند عسل   

داستان (سوت زدن) · تزئین برای خانمها وآقایان خوش سلیقه .... آریا جونم خیلی دوستت دارم تو این مدت نمیدونستم برات چی بنویسم منتظر جواب خوبی بودم ولی این و بدون تمام هستی من این ... آریا : مامان خواهش میکنم اجازه میدی من ماشینم رو بردارم ......

1   2   3   next   last