Menu
๑๑ داستان كوتاه ๑๑ - انجمن های ایران پردیس   

10 posts - 1 author - Last post: Jun 28, 2007 به جز پنج تای آخر که من نوشتم. حتی داستان (بانوی گران فروش) که چند ماهی بعد ... زمان زیادی نگذشته بود که عمو مهربون با جیب های پر از شکلات از راه رسید و .... ولی از شما خواهش می کنم که با ماریا، با اون دختر زیبای بزاز، صحبت کنید، کمکش کنید. .... جعفرخان به خصوص با دائيش «آبشون توي از جوب نمي رود». ......

چرا مردها بي احساس مي شوند   

این داستان را جمعى از فضلاى نجف اشرف که از مرحوم آیت اللّه سید عبدالهادى ... عصر اتومبیل بود با کجاوه رفتند) گفتند: چون وسایل ما کجاوه بود من همه راه یا ......

زن متولد ماکو   

من و مهناز(۱) » داستان بکارت(۱) .... شاید مادربزرگ و مادر و برادر آنها نیز مثل اقوام نزدیک من دختر را با پیراهن سفید می سنجند ... باز خانه دو طبقه ای اجاره کرده بودیم که طبقه اول مال ما و طبقه دوم متعلق به میر اسماعیل عمو بود . .... دوست نداشتم به خانه دائیم مهمانی بریم چون زن دائیم تبریزی بود و از ما خوشش نمی آمد ......

داستانها [بایگانی] - گفتگو دات کام   

کی به او گفته میتواند با من هر جور عشقش میکشد بازی کند ؟ ... اتفاقا راننده بیش از شوهرخاله ام که آدم یبسی است با دائیم که قدیم ژاندارم بود و توی لاتها اسم و ......

–• بیا تو بندر •– - انواع بیکار   

یه داستان کوتاه زیبا (افتخار) ... برخلاف تصور عموم و حتی دائیم ، لفظ بیكار صرفا به معنای داشتن یا نداشتن كار نیست. ... گرفتن فال حافظ با این نیت كه آیابه فرد مورد نظر می رسم یا نه؟ ... دردسرهای سرطان پستان · بزرگترین خورشید گرفتگی قرن و عکس های بسیار زیبا از این رخداد · من و دختر خالهام ساناز، خیلی بهم میخوریم! ......

رمان عاشقم باش - انجمنهاي گيگاپارس   

10 posts - 1 author رمان عاشقم باش داستان نویسی. ... دقایقی بعد همگی سرخوش و خندان بودیم،مادر از سفرش تعریف می کرد و من با شوق .... بالاخره سکوت شکسته شد و خان عمو با کشیدن آهی کوتاه شروع به صحبت کرد: ..... در واقع بچه حلال زاده به دائیش میره مثل بابای خودمی. .... چند دقیقه بعد هم محبوبه دختر خان عمو به همراه شوهر و پسر کوچکش،دایی عطا ......

شهردل   

بگردن و اینجور عاشق و معشوق بازی در بیارن دختری را اگه ... زندگیشون اینجوری ولی من به عنوان یه شهروند یزدی اصلا و ابدا با .... دائیش « حُولو»بخواند او یدالله را « یِدی» ... «کُر» بگوید بر پسر «عامو» بگوید بر عمو ... داستان را هم بگویند « سالفِه» و گاهی «مَتَل». لفظ «مِیشیم» را ندانم من که منظورش چه بود ......

امشب با وحید و مهدی و خسرو داریم میرویم ورزشگاه، بازی پرسپولیس ...   

( یکی از بچهها مونولوگ دختر در نفس عمیق را وقتی تازه سوار ماشین میشود و .... یکی از حرف های آن روز مجله فیلم است و پیشنهاد امیر برای همکاری من با مجله. .... عمو غلام این بار هم شاه کار کرد و "فجر"ش حسابی "مقاومت" کرد. ..... همان داستان بی داستانی است . البته با توجه به سالی که نوشته شده به شدت ارزش مند است اما حالا ......

inbox mobile - دختر دایی الهام   

تلفن زنگ زد و دائیم و زن دائیم به من گفتند که یکساعتی میرن بیرون و برمی‏گردند. تصورش رو بکنین که من .... سکس با دختر عمو لیلا. نوشته ها. ◄ داستان +۱۸ سال ......

حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند   

که محمد گفت : نه عمو من دوستم تنهاست و می ترسه باید برم الان هم زنگ زد و گفت باید ... کنه و مریم هم منتظره که ساعت 5 بشه و o0n بشه که با دختر خالم چت کنه ... با اینکه آشنا بود اما نه مامان بزرگم نه خالم و نه پسر دائیم هیچ کدوم تا اون ... خسته بودم رفتم که بخوابم که با آجی هام نشستیم و برای هم داستان تعریف کردیم . ......

* ﺷﻴﺦ ﺻﻨﻌﺎن   

File Format: PDF/Adobe Acrobat - View as HTML...

ضرب المثل هاي ايراني براساس حروف الفبا - iRapidShare Persian Forums   

6 posts - 1 author - Last post: Jul 11 13 دختري كه مادرش تعريف بكنه براي آقا دائيش خوبه ! ..... 31 عقد پسر عمو - دختر عمو را در آسمان بسته اند! ..... 61 من از بيگانگان هرگز ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد (حافظ ) ..... مناظرات و چالش های کاندیدا, دوست یابی, ادبیات, نظم و نثر ادبی, داستان , عاشقانه, مشاهير ادبيات ایران و جهان ......

چرا مردها بي احساس مي شوند   

و همچنین حاجى مزبور نقل مىنماید که: در سنه چهل شمسى خودم با خانواده به ... برقعى فرزند آقاى حاج میر سید حسن برقعى در راه مشهد این داستان را براى من نقل ......

كتاب بیست - پست های زندگینامه نویسندگان   

جعفرخان به خصوص با دائیش «آبشون توی از جوب نمی رود». .... خاطرات یك دختر وظیفه شناس 1958 اصل زندگی 1960 یك مرگ بسیار ساده 1964 ... كیشوت» از میگل دو سروانتس با ترجمه محمد قاضى از نشر نیل و «كلبه عمو تم» از هریت بیچر .... با مجموعه داستان « من چه گوارا هستم» و «خواب زمستانی» در میان داستان نویسان ایرانی شناخته شد. ......

گفته های بینندگان-رها   

ببين مادر امشب مي خوام از بين اين دختراي فاميل يكي رو براي دائيت انتخاب كني .. - من ؟ ... خوب نكته همينه نشنيدي مي گن اگر نبودش با من هيچ ميلي چرا ظرف منو بشكست ليلي ؟ ... عمو اروند....رها اشاره کنه کلی پسر دورو برش ریخته.....پَ چی! ... خوب دختر خوب الان هم مثل اون موقع داستان بزن ... . به هر حال جالب بود . ......

1   2   3   4   5   next   last